برداشت هايي از تجمعات ديروز
 |
سايت انتخابات رياست جمهوري: ادامه اين وضع و دو دستگي در جامعه ايراني خطرناك است كه نمونه آن فدا شدن چند ايراني است؛ خواه آنان را شهروند بناميم و چه اوباش! |
27/3/1388
انتيران - حسين رمضاني: روز گذشته دو تجمع آرام در تهران برگزار شد؛ اولي تجمع همبستگي با حضور اقشار مختلف مردم در ميدان وليعصر و دومي راهپيمايي آرام معترضان به نتيجه انتخابات رياست جمهوري در خيابان وليعصر كه به تجمع در مقابل در ورودي صدا و سيما منتهي مي شد.
بنا بر وظيفه رسانه اي لازم ديدم شخصاً در هر دو رويداد شركت كنم؛ بنابراين، اول به ميدان ولي عصر و بعد به رو به روي جام جم رفتم كه برداشت كلي من در اين چند جمله خلاصه مي شود:
1)
در ميدان وليعصر، حركت آگاهانه اي كه در تفكيك دو تجمع انجام شد، نتيجه خود را نشان داد؛ اين تجمع يكدست بود و بروز حاشيه و درگيري دور از انتظارشده بود؛ ولي معدود افرادي كه طبق عادت به دنبال حاشيه مي گشتند، حتي با ابزارهاي سنتي سركوب (چماق) ديده مي شدند!
تجمع با شكوه و حضور اقشار مختلف مردم به وضوح، قابل تشخيص بود. با توجه به حرف هاي رد و بدل شده و شعارها، اعتقاد عصاره اين تجمع و باور به پيروزي در وجود اكثريت قريب به اتفاق شركت كنندگان بود؛ ولي صداقت را در چهره برخي از حاضران نمي شد ديد!
2)
اما در خيابان وليعصر، در بين راهپيمايان، استدلال و به دنبال جواب بودن بيشتر به چشم مي آمد. نه اعتقاد! و در مقابل احساس پيروزي حاضران در ميان وليعصر، احساس فريب خوردن در اين افراد برجسته بود. بيشتر افراد از قشر متوسط و بالا بودند و كمتر افراد متعلق به اصطلاحاً دهك پايين در آنها ديده مي شد. نظم پذيري خوبي داشتند و همدل و هماهنگ عمل مي كردند. حضور افرادي كه گمان مي رفت مأمور لباس شخصي باشند، مورد توجه و يادآوري آنان به يكديگر بود؛ اما هيچ مزاحمتي نديده يا حتي نشنيدم.
در بازگشت اين افراد، همسويي معناداري از بين سرنشينان خودروها ديده مي شد به گونه اي كه تداعي گر يك راهپيمايي متفاوت، از نوع سواره بود!
3)
جمع بندي:
1- شعارهاي مطرح شده در اين دو تجمع به وضوح بيانگر ايجاد چند شكاف عميق سياسي در بين دو جامعه شهروندان بود:
الف) بالا و پايين شهر! كه در سطحي كلان خود را در شكاف شهر و روستا يا دقيق تر، شكاف بين روستا و شهرهاي سنتي با شهرهاي بزرگ و كلانشهر ها نشان مي دهد.
ب) شكاف بين حاميان دولت و جامعه ديندار ملموس شده است كه نمود آن در استدلال برخي افراد در هاله نور و اطاعات نكردن از خواست علما بر عزل برخي صاحب منصبان دولت و ... به چشم مي خورد!
ج) توزيع گسترده بروشورهايي در رد دو رئيس جمهور قبلي در تجمع اول، خبر از توطئه اي خطرناك مي دهد و به نظر مي رسد افرادي با سوار شدن بر موج پيروزي رئيس جمهور، در لباس سرباز ولايت؛ قصد تيشه زدن به ريشه ولايت دارند؛ زيرا اولين تشبث مخالفان اين استدلال در حمايت از اين دو نفر اين است كه اگر اين دو نفر صلاحيت رياست جمهوري ايران را نداشتند، چرا رهبر معظم انقلاب دو بار حكم رياست جمهوري هر يك از آن دو را تنفيذ كرد؟!
2- ادامه اين وضع و دو دستگي در جامعه ايراني خطرناك است كه نمونه آن فدا شدن چند ايراني است؛ خواه آنان را شهروند بناميم و چه اوباش! چرا كه در هر دو صورت، مسئوليت آنان بر عهده دولت است؛ دولت اسلامي كه بايد همه را به راه مستقيم هدايت و سعادت ارشاد كند.
***
»»» اطلاع رساني از ما! »»» تأمل از شما!
»»» لطفاً به منبع هر خبر توجه كنيد!«««
بازگشت به صفحه اصلي
|